...وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ ... (157اعراف)
و(فرستادیم پیامبری که) بر می دارد از دوش آنان قید و بندهایى را که بر ایشان بوده است..
مهمترین قرادادی که انسان در طول زندگی خود منعقد می نماید ، قرارداد ازدواج است که به وسیله ی آن مسیر زندگی مشترکش مشخص می شود. اما بیاییم بار دیگر با نگاهی نو، این عقد (قرارداد) ازدواج را موشکافی کنیم و ببینیم چه ارکانی دارد و آیا با گذشت زمان ،غل و زنجیرهای اضافی در گردن آن قرار نگرفته است؟
عقد ازدواج با سه چیز منعقدشده و محرمیت بین زوجین واقع می شود:
1- رضایت زوجین
2- ایجاب و قبول بین زوج و ولی زوجه ( ابتدا زوج به ولی زوجه(مثلا فاطمه) بگوید:"فاطمه را به ازدواج من در آور." و ولی فاطمه بگوید : "او را به ازدواج تو در آوردم."یا ابتدا ولی فاطمه بگوید : "فاطمه را به ازدواج تو در می آورم" و زوج بگوید: "ازدواج با او را پذیرفتم.")
3- حضور حداقل دو نفر بالغ و عاقل در این مجلس برای مشاهده ی این قرارداد .
شکی نیست که مهمترین افراد در این قرارداد زوجین می باشند و حضور طرفین قرارداد از اولیه ترین مسائل ، در انعقاد یک قرارداد است ، اما ببینیم چرا در جامعه ما زوجه در هنگام انعقاد این قرارداد که مهمترین مسئله ی زندگیش می باشد حضور ندارد!
مهمترین مواردی که به نظرم می رسد در این أمر مؤثر است را ذکر می نمایم:
1- حضور اضافه ی عاقد: در عقد ازدواج نیازی به حضور شخصی با عمامه به نام عاقد نیست و ولی زن و زوج به راحتی می توانند طبق آنچه گفته شد قرارداد را منعقد نمایند.
2- حضور اضافه ی افراد : اگردراین مجلس تنها زوج و زوجه و ولی زوجه و برای مشاهده ی این قرارداد خویشاوندان نزدیک زوجه و پدر و مادر زوج حضور یابند، کفایت است و حضور زوجه در صحنه به حرج نمی افتد.
3- مجلس انعقاد این قراداد خانه ی ولی زوجه باشد.
4- پس از قراداد در این مجلس تنها تبریک گویی و مصافحه وحداکثر روبوسی بین زوج و زوجه باشد و بیش از این به زمانی موکول شود که زوجین برای خود خانه مشترک تشکیل دادند و جشن ومراسم عروسی برگذار نمودند.
به امید روزی که حفظ کرامت و شخصیت انسانی افراد از مهمترین محفوظات جامعه شود.
وَلَا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکَاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَلَا تُنْکِحُوا الْمُشْرِکِینَ حَتَّى یُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکٍ وَلَوْ أَعْجَبَکُمْ ...(221بقرة)
و با زنان مشرک ازدواج مکنید تا ایمان بیاورند قطعا کنیز با ایمان بهتر از زن مشرک است هر چند [زیبایى] او شما را به شگفت آورد و به مردان مشرک زن مدهید تا ایمان بیاورند قطعا برده با ایمان بهتر از مرد آزاد مشرک است هر چند شما را به شگفت آورد...
وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدِیهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَیْدٌ مِنْهَا وَطَرًا... (37احزاب)
و آنگاه که به کسى که خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو [نیز] به او نعمت داده بودى مىگفتى همسرت را پیش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار و آنچه را که خدا آشکارکننده آن بود در دل خود نهان مىکردى و از مردم مىترسیدى با آنکه خدا سزاوارتر بود که از او بترسى پس چون زید آن زن را ترک گفت وى را به نکاح تو درآوردیم...
شاید در پست قبلی این سوال مطرح شود که منظور از شناخت چیست و دو خواستگار چه مواردی را در نظر گیرند؟ البته پرداختن به این سوال در جامعه ی ما-خصوصا مردان- که تنها ملاکشان رنگ پوست و غریزه ی جنسی است خالی از فایده نیست.
یکی از مواردی که قبل از انتخاب همسر باید به آن توجه نمود همتراز بودن همسر است که بالاترین نوع همترازی در نظریات و اعتقادات است و قرآن کریم به آن پرداخته و از ازدواج موحّد با مشرک نهی نموده است و پایینترین آن نسب می باشد که می توان گفت با تصریح به جدا شدن زید از همسرش ـ با بالا گرفتن ناسازگاری به علت عدم کفائت خانوادگی ـ ،به پایینترین مورد همترازی و کفائت اشاره نموده است ، زیرا زمانی که به حد بالا و پایین چیزی توجه شود تمامی موارد در نظر می باشد.
در این پست می خواهیم به چند مورد از همترازی برای انتخاب همسر اشاره نماییم و بیان اضافات و تفاصیل و مشکلاتی که از عدم توجه به این مبحث پیش می آید و راهکارهایش را به همکاری و نظرات شما واگذار کنیم.
چند مورد از همترازی که جالب است مورد توجه قرار گیرد:
-همترازی در اعتقادات
-همتزازی در سطح سواد
-همترازی در قدرت فهم و تعقل
-همترازی در سلامت جسمی
-همترازی در شهر یا روستا نشینی
-همترازی در گویش
-همترازی در سطح انتظارات اقتصادی
|
قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ ?26? قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمَانِیَ حِجَجٍ....)27قصص)
یکى از آن دو دختر گفت اى پدر! او (موسی) را استخدام کن چرا که بهترین کسى است که استخدام مىکنى هم نیرومند وهم قابل اعتماد است (26) شعیب گفت من مىخواهم یکى از این دو دختر خود را به نکاح تو در آورم به این [شرط] که هشتسال براى من کار کنى و اگر ده سال را تمام گردانى اختیار با تو است و نمىخواهم بر تو سخت گیرم و مرا ان شاء الله از درستکاران خواهى یافت (27)
...فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ یَنْکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَیْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذَلِکَ یُوعَظُ بِهِ مَنْ کَانَ مِنْکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآَخِرِ ذَلِکُمْ أَزْکَى لَکُمْ وَأَطْهَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (232)بقره
...آنان را از ازدواج با همسران خود چنانچه بخوبى با یکدیگر راضی باشند در تنگنا قرار ندهید هر کس از شما به خدا و روز قیامت ایمان دارد به این پند داده مىشود و این امر براى شما پربرکتتر و پاکیزهتر است و خدا مىداند و شما نمىدانید (232)
...وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِیِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِیُّ أَنْ یَسْتَنْکِحَهَا ....(50) احزاب
...و زن مؤمنى که خود را [داوطلبانه] به پیامبر ببخشد در صورتى که پیامبر بخواهد با او ازدواج نماید...
مطرح نمودن پیشنهاد ازدواج از سوی زن و رضایت طرفین ، نه تنها از نظر شرعی اشکالی ندارد بلکه اشاراتی در این موارد وارد شده است که از بارزترین آنها در قرآن، آیاتی است که در ابتدا ذکر شده است و همچنین آثار صحیح نشان می دهد که در عصر نبوی هم این امر قباحت یا ممنوعیتی نداشته است که برای مثال دو اثر صحیح را در اینجا ذکر می نمایم:
1-هنگامی که حفصه دختر عمر بن خطاب رضی الله عنه بیوه گشت ، عمر ، عثمان را ملاقات نموده و به او گفت : اگر می خواهی حفصه ، دختر عمر را به ازدواجت درمی آورم.عثمان مهلت می خواهد وپس از چند روز پاسخ منفی می دهد. پس از آن به ملاقات ابوبکر رفته و همانطور پیشنهاد ازدواج با دخترش می دهد.ابوبکر هیچ پاسخی به او نمی دهد و عمر از این برخورد او ناراحت می شود. پس از گذشت چند روز ،پیامبر خدا (ص) به خواستگاری او آمده و با پیامبر خدا ازدواج می نماید.ابوبکر نزد عمر می رود و علت سکوت خود را خبر داشتن از قصد رسول خدا برای این ازدواج و عدم افشای راز او ذکر می نماید تا ناراحتی وی رفع شود.(صحیح بخاری)
2-روزی پیامبر خدا (ص) ویارانش نشسته بودند ، زنی آمده و خود را برای ازدواج نمودن با پیامبر خدا (ص) معرفی می نمایند ، پیامبر خدا نگاهی به وی نمود و پاسخی ندادند.آن زن همانجا ایستاده بودند تا اینکه یکی از یاران او که متوجه شد پیامبر قصد ازدواج با این زن ندارند ، تمایل خود را به ازدواج نمودن با وی اعلام می نماید و پس با رضایت و تعیین مهریه در همان مجلس این دو به ازدواج یکدیگر درآمدند.(صحیح بخاری)
پس از لحاظ شرعی هیچ ایراد یا قباحتی ندارد که پیشنهاد ازدواج با مردی مناسب از جانب زن مطرح شود چه این پیشنهاد پذیرفته شود و چه رد شود.
اما آنچه می خواهیم در این پست با همت نظرات شما به آن پرداخته شود اینست که انحصار خواستگاری برای مرد یا شکسته شدن این انحصار چه معضلات و یا مزایایی برای مسئله ی ازدواج وتشکیل خانواده دارد و چرا جامعه به سویی رفته که این امتیاز به انحصار مردان در آمده و برای زنان قباحت تلقی می شود؟
و از نشانههاى او اینست که از نوع خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستى و رحمت نهاد آرى در این ، براى مردمى که مى اندیشند قطعا نشانههایى است .ادامه مطلب... |
زمین از روی نادانی خواست که بر آسمان برتری یابد . |
