سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
تفسیرآیات مهجور
لوگوی وبلاگ
 

نویسندگان وبلاگ -گروهی
----(0)
لینک دلخواه نویسنده

صفحات اختصاصی
 
سلام دوست عزیزم
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :29
بازدید دیروز :91
کل بازدید :76399
تعداد کل یاداشته ها : 43
5/12/90
6:25 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلفان نصیحت کن[12]
قرآن کلامی است که خداوند هم به عنوان منهج هدایت و زندگانی و هم دلیلی بر حقانیت این دین فرستاده است پس با اینکه احکام عملی قرآن باید برای هر زمانی واضح باشد اما معجزات و موهوبات قرآن باید تا قیامت یکی پس از دیگری آشکار گردد. قرآن در هر عصر هدایایی دارد که بر عصر ماقبل پنهان بوده است پس هیچ کس نمی تواند ادعا کند که تفسیری کامل ارائه داده است. بلکه باید سعی کنیم با تفکر وتوجه به گذشتگان و دوری از تقلید کورکورانه ، تفسیری کاملتر از گذشته ارائه دهیم. واضح است که اینجا مجال تفسیر کل قرآن نیست پس از این به بعدسعی میکنیم تنها آیاتی راکه از نظر فهم یا عمل در جامعه ی ما مهجور ومظلوم واقع شده است بیان کنیم.

خبر مایه

...وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ ... (157اعراف)
و(فرستادیم پیامبری که) بر می دارد از دوش آنان قید و بندهایى را که بر ایشان بوده است..
مهمترین قرادادی که انسان در طول زندگی خود منعقد می نماید ، قرارداد ازدواج است که به وسیله ی آن مسیر زندگی مشترکش مشخص می شود. اما بیاییم بار دیگر با نگاهی نو، این عقد (قرارداد) ازدواج را موشکافی کنیم و ببینیم چه ارکانی دارد و آیا با گذشت زمان ،غل و زنجیرهای اضافی در گردن آن قرار نگرفته است؟
عقد ازدواج با سه چیز منعقدشده و محرمیت بین زوجین واقع می شود:
1- رضایت زوجین
2- ایجاب و قبول بین زوج و ولی زوجه ( ابتدا زوج به ولی زوجه(مثلا فاطمه) بگوید:"فاطمه را به ازدواج من در آور." و ولی فاطمه بگوید : "او را به ازدواج تو در آوردم."یا ابتدا ولی فاطمه بگوید : "فاطمه را به ازدواج تو در می آورم" و زوج بگوید: "ازدواج با او را پذیرفتم.")
3- حضور حداقل دو نفر بالغ و عاقل در این مجلس برای مشاهده ی این قرارداد .
شکی نیست که مهمترین افراد در این قرارداد زوجین می باشند و حضور طرفین قرارداد از اولیه ترین مسائل ، در انعقاد یک قرارداد است ، اما ببینیم چرا در جامعه ما زوجه در هنگام انعقاد این قرارداد که مهمترین مسئله ی زندگیش می باشد حضور ندارد!
مهمترین مواردی که به نظرم می رسد در این أمر مؤثر است را ذکر می نمایم:
1- حضور اضافه ی عاقد: در عقد ازدواج نیازی به حضور شخصی با عمامه به نام عاقد نیست و ولی زن و زوج به راحتی می توانند طبق آنچه گفته شد قرارداد را منعقد نمایند.
2- حضور اضافه ی افراد : اگردراین مجلس تنها زوج و زوجه و ولی زوجه و برای مشاهده ی این قرارداد خویشاوندان نزدیک زوجه و پدر و مادر زوج حضور یابند، کفایت است و حضور زوجه در صحنه به حرج نمی افتد.
3- مجلس انعقاد این قراداد خانه ی ولی زوجه باشد.
4- پس از قراداد در این مجلس تنها تبریک گویی و مصافحه وحداکثر روبوسی بین زوج و زوجه باشد و بیش از این به زمانی موکول شود که زوجین برای خود خانه مشترک تشکیل دادند و جشن ومراسم عروسی برگذار نمودند.
به امید روزی که حفظ کرامت و شخصیت انسانی افراد از مهمترین محفوظات جامعه شود.


1/1/88::: 8:26 ص
نظر()
  
  

وَلَا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکَاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَلَا تُنْکِحُوا الْمُشْرِکِینَ حَتَّى یُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکٍ وَلَوْ أَعْجَبَکُمْ ...(221بقرة)
و با زنان مشرک ازدواج مکنید تا ایمان بیاورند قطعا کنیز با ایمان بهتر از زن مشرک است هر چند [زیبایى] او شما را به شگفت آورد و به مردان مشرک زن مدهید تا ایمان بیاورند قطعا برده با ایمان بهتر از مرد آزاد مشرک است هر چند شما را به شگفت آورد...
وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللَّهُ مُبْدِیهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَیْدٌ مِنْهَا وَطَرًا... (37احزاب)
و آنگاه که به کسى که خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو [نیز] به او نعمت داده بودى مى‏گفتى همسرت را پیش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار و آنچه را که خدا آشکارکننده آن بود در دل خود نهان مى‏کردى و از مردم مى‏ترسیدى با آنکه خدا سزاوارتر بود که از او بترسى پس چون زید آن زن را ترک گفت وى را به نکاح تو درآوردیم...
شاید در پست قبلی این سوال مطرح شود که منظور از شناخت چیست و دو خواستگار چه مواردی را در نظر گیرند؟ البته پرداختن به این سوال در جامعه ی ما-خصوصا مردان- که تنها ملاکشان رنگ پوست و غریزه ی جنسی است خالی از فایده نیست.
یکی از مواردی که قبل از انتخاب همسر باید به آن توجه نمود همتراز بودن همسر است که بالاترین نوع همترازی در نظریات و اعتقادات است و قرآن کریم به آن پرداخته و از ازدواج موحّد با مشرک نهی نموده است و پایینترین آن نسب می باشد که می توان گفت با تصریح به جدا شدن زید از همسرش ـ با بالا گرفتن ناسازگاری به علت عدم کفائت خانوادگی ـ ،به پایینترین مورد همترازی و کفائت اشاره نموده است ، زیرا زمانی که به حد بالا و پایین چیزی توجه شود تمامی موارد در نظر می باشد.
در این پست می خواهیم به چند مورد از همترازی برای انتخاب همسر اشاره نماییم و بیان اضافات و تفاصیل و مشکلاتی که از عدم توجه به این مبحث پیش می آید و راهکارهایش را به همکاری و نظرات شما واگذار کنیم.
چند مورد از همترازی که جالب است مورد توجه قرار گیرد:
-همترازی در اعتقادات
-همتزازی در سطح سواد
-همترازی در قدرت فهم و تعقل
-همترازی در سلامت جسمی
-همترازی در شهر یا روستا نشینی
-همترازی در گویش
-همترازی در سطح انتظارات اقتصادی


10/12/87::: 6:48 ع
نظر()
  
  

وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا...
واینچنین شما را امتی میانه رو گرداندم....
وعن المغیرة بن شعبة أنه خطب امرأة فقال له رسول الله صلى الله علیه وسلم: (( أنظرت إلیها؟ ))، قال: لا، قال: (( انظر إلیها فإنه أحرى أن یؤدم بینکما ))، رواه النسائی وابن ماجة والترمذی.
مغیرة ابن شعبه زنی را خواستگاری نمود .هنگامی که پیامبر مطلع گشت به او فرمود:"آیا او را دیده ای؟"گفت: نه، پیامبر خدا(ص) فرمود :"او را ببین که این کار باعث می شود توافق بین شما در زندگی بیشتر شود."
یکی از موارد ضروری که باعث تشکیل و تحکیم خانواده می شود ، شناخت زوجین نسبت به همدیگر قبل از عقد ازدواج است و در این راستا باید فرهنگ جامعه به گونه ای باشد که راه سالم برای این شناخت فراهم شود و اگر این راه سالم فراهم نشود مطمئنا راههای ناسالم جای این راه را پر می نمایند ، ومسدود نمودن هر دو راه (صحیح و ناصحیح) ناممکن است و اگر تحقق یابد ، از جمله معضلاتی در راه ازدواج می شود ، زیرا هیچ فرد عاقلی حاضر نمی شود برای یک عمرخود ، شریک زندگی ناشناخته انتخاب نماید.
مطمئنا عقد ازدواج ، بدون شناخت نسبت به یکدیگر با روح دین نیز سازگاری ندارد، چطور ممکن است برای صحت عقد خرید و فروش، شرط رؤیت و شناخت مطرح شود اما در عقد ازدواج جهالت و عدم شناخت اشکالی نداشته باشد !؟ آیا اهمیت عقد ازدواج با عقد بیع قابل مقایسه است؟
واقعا حماقت بعضی خانواده هاجای تعجب دارد زمانی که می شنویم شخصی قصد ازدواج نموده و از خانواده عروس در خواست می نماید که قبل از عقد کمترین شناخت ظاهری ، یعنی دیداری داشته باشند اما آنها از این امر جلوگیری می نمایند و می گویند بعد از عقد همدیگر راببینید؟! آیا حکایت آن دو زوجی که عقد نمودند و همدیگر را ندیده بودند و در اولین دیدار بعد از عقد همدیگر را نپسندیده و سرانجامشان به طلاق انجامید نشنیده اند؟ آیا جدا شدنشان قبل از عقد بهتر بود یا طلاق؟
اما باید در این مورد دقت نمود که به سمت افراط نیز پیش نرود و ارتباط قبل از عقد ازدواج ،ارتباطی افسار گسیخته و همراه خلوت نمودن و بدور از کنترل خانواده نشود زیرا خطر و معضلات اینطرف قضیه بسیار بیشتر از آنطرف است و زمینه ی گناهی بسیار عظیم و وحشتناک است. ادامه مطلب...


21/10/87::: 5:22 ع
نظر()
  
  

قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ ?26? قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمَانِیَ حِجَجٍ....)27قصص)
یکى از آن دو دختر گفت اى پدر! او (موسی) را استخدام کن چرا که بهترین کسى است که استخدام مى‏کنى هم نیرومند وهم قابل اعتماد است (26) شعیب گفت من مى‏خواهم یکى از این دو دختر خود را به نکاح تو در آورم به این [شرط] که هشت‏سال براى من کار کنى و اگر ده سال را تمام گردانى اختیار با تو است و نمى‏خواهم بر تو سخت گیرم و مرا ان شاء الله از درستکاران خواهى یافت (27)
...فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ یَنْکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَیْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذَلِکَ یُوعَظُ بِهِ مَنْ کَانَ مِنْکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآَخِرِ ذَلِکُمْ أَزْکَى لَکُمْ وَأَطْهَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (232)بقره
...آنان را از ازدواج با همسران خود چنانچه بخوبى با یکدیگر راضی باشند در تنگنا قرار ندهید هر کس از شما به خدا و روز قیامت ایمان دارد به این پند داده مى‏شود و این امر براى شما پربرکت‏تر و پاکیزه‏تر است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید (232)
...وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِیِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِیُّ أَنْ یَسْتَنْکِحَهَا ....(50) احزاب
...و زن مؤمنى که خود را [داوطلبانه] به پیامبر ببخشد در صورتى که پیامبر بخواهد با او ازدواج نماید...
مطرح نمودن پیشنهاد ازدواج از سوی زن و رضایت طرفین ، نه تنها از نظر شرعی اشکالی ندارد بلکه اشاراتی در این موارد وارد شده است که از بارزترین آنها در قرآن، آیاتی است که در ابتدا ذکر شده است و همچنین آثار صحیح نشان می دهد که در عصر نبوی هم این امر قباحت یا ممنوعیتی نداشته است که برای مثال دو اثر صحیح را در اینجا ذکر می نمایم:
1-هنگامی که حفصه دختر عمر بن خطاب رضی الله عنه بیوه گشت ، عمر ، عثمان را ملاقات نموده و به او گفت : اگر می خواهی حفصه ، دختر عمر را به ازدواجت درمی آورم.عثمان مهلت می خواهد وپس از چند روز پاسخ منفی می دهد. پس از آن به ملاقات ابوبکر رفته و همانطور پیشنهاد ازدواج با دخترش می دهد.ابوبکر هیچ پاسخی به او نمی دهد و عمر از این برخورد او ناراحت می شود. پس از گذشت چند روز ،پیامبر خدا (ص) به خواستگاری او آمده و با پیامبر خدا ازدواج می نماید.ابوبکر نزد عمر می رود و علت سکوت خود را خبر داشتن از قصد رسول خدا برای این ازدواج و عدم افشای راز او ذکر می نماید تا ناراحتی وی رفع شود.(صحیح بخاری)
2-روزی پیامبر خدا (ص) ویارانش نشسته بودند ، زنی آمده و خود را برای ازدواج نمودن با پیامبر خدا (ص) معرفی می نمایند ، پیامبر خدا نگاهی به وی نمود و پاسخی ندادند.آن زن همانجا ایستاده بودند تا اینکه یکی از یاران او که متوجه شد پیامبر قصد ازدواج با این زن ندارند ، تمایل خود را به ازدواج نمودن با وی اعلام می نماید و پس با رضایت و تعیین مهریه در همان مجلس این دو به ازدواج یکدیگر درآمدند.(صحیح بخاری)
پس از لحاظ شرعی هیچ ایراد یا قباحتی ندارد که پیشنهاد ازدواج با مردی مناسب از جانب زن مطرح شود چه این پیشنهاد پذیرفته شود و چه رد شود.
اما آنچه می خواهیم در این پست با همت نظرات شما به آن پرداخته شود اینست که انحصار خواستگاری برای مرد یا شکسته شدن این انحصار چه معضلات و یا مزایایی برای مسئله ی ازدواج وتشکیل خانواده دارد و چرا جامعه به سویی رفته که این امتیاز به انحصار مردان در آمده و برای زنان قباحت تلقی می شود؟


4/10/87::: 1:22 ع
نظر()
  

وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (21روم)


و از نشانه‏هاى او اینست که از نوع خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستى و رحمت نهاد آرى در این ، براى مردمى که مى‏ اندیشند قطعا نشانه‏هایى است .ادامه مطلب...


2/10/87::: 10:24 ع
نظر()
  
  

زمین از روی نادانی خواست که بر آسمان برتری یابد .
و سنگریزه ها و تخته سنگها بر اختران خرده گرفتند .
سپاس بی کران بر عالم و آفریدگار مطلق هستی او که خالق دانای این دنیای پهناور است او که آسمان نیلگون را با ستارگان درخشنده زیبائی بخشید. و پهنای زمین را با موجودات و مخلوقات گوناگون تنوع بخشید. وآدم را از خاک آفرید و برای طیب خاطر و سکون و آرامشش از وجود او زن را آفرید و پیمان و رابطه آنان را معلوم ساخت وبرای وقار و زیبایی آنان لباس مزینی به شکل تقوا خلق کرد و فرمود: « یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء» (نساء: 1)ادامه مطلب...


24/9/87::: 12:35 ص
نظر()
  


یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ (13)
ای مردم ! ما شما را از جنس مذکر و مؤنث آفریدیم و شما را تیره ها و قبائل مختلف قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید، همانا برترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست و خداوند دانا و آگاه است.
به طور کلی خصوصیات و اعمال انسانها به دو دسته تقسیم می شود:اختیاری و غیر اختیاری.
خداوند عزوجل عوامل برتری انسانها را تنها در دسته ی اختیاری قرار داده است ، که از جنبه ی مثبت آن ، در اصطلاح دینی به تقوا یاد می شود.
یکی از اهداف اولیه ی اسلام برچیدن برتری نگریها در اموری است که از حیطه ی اختیار و اکتساب انسانها خارج است ، بنابراین مبارزه با نژادپرستی و افتخار به اجداد در زمره ی ابتدایی ترین شعائر دینی قرار گرفته وچنانکه در آیه مشاهده می نماییم مذکر یا مؤنث بودن انسانها نیز در زمره ی همین گروه وارد شده است، پس کسی که از این امور طلب برتری کند، مخالف با منطق و شرع سخن گفته است.
پس توجه داشته باشیم که تفاوتهایی که در بعد دوم وجود دارد تنها به خاطر بوجود آمدن تنوع وتعارف مخلوقات بوده است و اگر تمامی انسانها بدون هیچگونه تفاوتی مثل هم آفریده می شدند، از هم متمایز نمی گشتند و وقابل شناخت نبوده و خلقت خداوند همچون عظمت و شگفتیهایی در خود جای نمی داد.
اما در اینجا بازهم امکان دارد از بریدن قسمتهایی از برخی آیات ، برداشتهایی خلاف این اصل مسلم نماییم که به صورت مختصر به آن پاسخ می دهیم ،باشد که اگر نیاز به تفصیل آید ،در جواب دوستان باشد.
...لِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ...(228بقرة) ...برای مردان بر زنان یک درجه است...
گذشته از مغرضین ، در بسیاری از تفاسیر می بینیم که مفسرین در تفسیر این آیه سعی بر بیان فضل و برتری مرد بر زن می نمایند و در نتیجه درجة را به درجات و کرائم تغییر می دهند.
در واقع این آیه کاملا در میان بحث طلاق وارد شده است و مقصود از درجه ،تنها در این موضوع می گنجد که مرد می تواند ازدواج را فسخ نماید یا تا دومرتبه رجوع نماید ولی زن باید به قاضی مراجعه نماید، زیرا در اینجا مسئله ی بار مالی مطرح است که با فسخ عقد متوجه مرد می شود، ثانیا درجه با اکرام و بهتری تفاوت دارد وچه بسا درجه در مواردی آید که باعث آزمایش انسان است و ممکن است درجه نه تنها بهتری نباشد بلکه باعث افتادن در مهلکات بزرگتر شود چنانکه خداوند می فرماید: وَهُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَبْلُوَکُمْ فِی مَا آَتَاکم...(165انعام) و او کسی است که شما را جانشینان زمین گرداند و درجه های بعضی از شما را بر برخی دیگرتان بالاتر گرداند تا در آنچه به شما می دهد شما را بیازماید...
پس توجه داشته باشیم که این آیه دال بر برتری جنس مرد بر زن نیست.
جای دیگری که باز در تفاسیر، بر آن، میدان برتری مرد بر زن را می تازند ابتدای آیه ی 34 سوره ی نساء است: الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ...(34نساء) که سوء برداشت از این آیه ،به معنی کردن غیر دقیق "قوامون" و مقدر کردن ضمیر "هن" برای "بعض" برمی گردد.
لفظ "قوام" به معنای کسی است که مطالبات دیگری را براورده می سازد چنانکه خداوند می فرماید:
"یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ...ای کسانی که ایمان آوردید ،برپادارنده ی دستورات خدا باشید"
پس برداشت برتری کردن از این لفظ صحیح نیست بلکه وظیفه ی سنگینتر مرد در رسیدگی و براورده ساختن نیازهای زن را می رساند.
" بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ" عده ای این جمله را به سوی فضیلت مرد بر زن تفسیر نموده اند یعنی با این اضافه:" بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍهن" در حالی که اضطراب این جمله از نظرمعنایی کاملا واضح است واز طرفی دیگر چندین جای دیگر قرآن "بعضهم" و"بعض" در کنار هم آمده است و در همه همان ضمیر "هم " در تقدیر است.
در واقع جمله ی " بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ" اشاره به عامل بارز و معمولی دارد که مایه ی تفاضل در جامعه ی مردان است و آنهم تفاوت در روزی و اموال است که این آیه آن را شرح می دهد:" أَهُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِیًّا وَرَحْمَةُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ (32زخرف)آیا ایشان رحمة پروردگارت را تقسیم می کنند؟؟؟ما روزیشان را در زندگی دنیا تقسیم می کنیم و بعضی از ایشان را بر بعضی دیگرشان برتری می دهیم تا بعضی ایشان ،بعضی دیگرشان را بکار گیرند و رحمة پروردگارت بهتر است از آنچه جمع می کنند.
پس این آیه سنگینتر بودن مسئولیت مرد در قبال براورده ساختن مطالبات خانواده را می رساند آنهم به خاطر دو امر:
1- مرد ظرفیت کسب مالی بهتر دارد.
2- مرد باید مالش را صرف براورده ساختن مطالبات همسرش کند.

8/2/87::: 7:44 ص
نظر()