سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
تفسیرآیات مهجور
لوگوی وبلاگ
 

نویسندگان وبلاگ -گروهی
----(0)
لینک دلخواه نویسنده

صفحات اختصاصی
 
سلام دوست عزیزم
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :22
بازدید دیروز :67
کل بازدید :82672
تعداد کل یاداشته ها : 43
30/2/91
12:21 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلفان نصیحت کن[12]
قرآن کلامی است که خداوند هم به عنوان منهج هدایت و زندگانی و هم دلیلی بر حقانیت این دین فرستاده است پس با اینکه احکام عملی قرآن باید برای هر زمانی واضح باشد اما معجزات و موهوبات قرآن باید تا قیامت یکی پس از دیگری آشکار گردد. قرآن در هر عصر هدایایی دارد که بر عصر ماقبل پنهان بوده است پس هیچ کس نمی تواند ادعا کند که تفسیری کامل ارائه داده است. بلکه باید سعی کنیم با تفکر وتوجه به گذشتگان و دوری از تقلید کورکورانه ، تفسیری کاملتر از گذشته ارائه دهیم. واضح است که اینجا مجال تفسیر کل قرآن نیست پس از این به بعدسعی میکنیم تنها آیاتی راکه از نظر فهم یا عمل در جامعه ی ما مهجور ومظلوم واقع شده است بیان کنیم.

خبر مایه



چنانکه در مبحث قبلی بیان داشتم می خواستم به بررسی آیاتی که در باب منسوخات قرآن وارد شده است بپردازم و افقهایی از معانی و مفاهیم آنها که مهجور مانده است را بیان دارم و گمان می کردم که در لابلای آیاتی که نظردهنده ی محترم به نام پدربزرگ، ردیف کرده اند ،این آیات وجود داشته باشد،اما متأسفانه هیچیک از آیات ردیف شده را در این مبحث نیافتم ، بلکه تنها آیاتی ردیف شده بود که ممکن است اذهانی در فهم آن دچار اشکال شود وبحسب دانش افراد ، تعداد این آیات برایشان متفاوت است، وبارزترین دلیل بر سخنم اینست که بنده نتوانستم وجه اشکالی که در ذهن این برادر در مورد عده ای از آیات مذکور پیش آمده است را دریابم، پس چنانچه پدربزرگ اصرار دارند که به آن آیات پرداخته شود، یک آیه یک آیه را با ذکر وجه اشکالی که در ذهن وی است بیان فرمایند تا پاسخ دهم و تا موقعی که در مورد آن آیه قانع نگشته اند به آیه ی دیگر نپردازیم زیرا عقیده ی بنده بر آنست که هیچ آیه ای مشکل ندارد.
در کتب علوم قرآنی این آیات در باب مشکل قرآن می آید نه مبحث ناسخ و منسوخ.بنابراین برای عدم تشتت وتغیر جهت سریع این مبحث در این پست به یکی از آیاتی می پردازیم که مدعیان بزرگ وجود منسوخ بر آن نظر دارند:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا إِذَا نَاجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَةً ذَلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (12) أَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوَاکُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآَتُوا الزَّکَاةَ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (مجادلة13)
ای مومنان هرگاه با پیغمبر نجوی (صحبت خصوصی و در گوشی) کردید پیش از نجوای خود صدقه بدهید این کار برای شما بهتر و پاکیزه تر است ،اگر هم چیزی نیافتید خداوند آمرزگار و مهربان است .آیا به هراس افتاده اید که قبل از نجوای خود صدقه هایی را بدهید، پس اگر انجام ندادید و خداوند شما را بخشید ،پس نماز را برپا دارید و زکاة را بپردازید و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید . خداوند به هرانچه انجام می دهید آگاه است.
عده ی کثیری براین نظرند که این دو آیه ناسخ و منسوخ هستند و آیه ی دومی ،حکم آیه ی اولی را ملغی می سازد ، و حتی عده ای گفته اند که آیه ی اول جز چند ساعتی قابلیت اجرایی نداشته است و برای علاج موقت بوده است!!
اما سوال این جا است که آیا عجیب نیست که یک آیه از قرآنی که تا قیامت حجت است تنها برای چند لحظه باشد و فورا با آیه ی بعد مهمل شود؟!!
اگر دقیقا به آیه توجه کنیم بدون اینکه پیش ذهنیتی از طرف روایات ذکر شده در این قسمت داشته باشیم متوجه می شویم که آیه ی دوم ، حکم آیه ی اول را بر نمی دارد ،بلکه به بیان حکم شخصی می پردازد که توانایی صدقه دادن نداشته است و مفسر" فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ" در آیه ی اول است.
گاهی اوقات ضرورتا برای افراد پیش می آید که از آنچه متعلق به عموم است ونباید در جهت شخصی خود استفاده کنند ، استفاده شخصی می نمایند وآنگاه این سوال مطرح می شود که این حق ضایع شده را چگونه باید برگردانند؟
مطمئنا این امرحق الناس می باشد و نمی توان از آن گذشت نمود و اگر گذشت شود حقوق بسیاری توسط مجریان امور عامه ضایع می شود بدون اینکه احساس گناه نمایند، واز طرفی اگربخواهیم این حق را بر تک تک ذی حقها تقسیم کنیم ،بی ارزش و ضایع می شود.پس باید چه کار کرد؟
این دو آیه حکم اینگونه امور را برای ما بیان می کند ، که راه جبران این حقوق ضایع شده صدقه دادن است و اگر شخص از حقوق عمومی استفاده کرده و قادر به باز پس دادن غرامت مالی آن که صدقه باشد نبود، با توبه و امید به بخشش خداوندی به عبادات خود بیفزاید تا این حسنات ، گناهان وی را در آن قسمت بزداید و مصداق "إن الحسنات یذهبن السیئات" باشد.
پس چنانکه مشاهده کردیم ، با بیان حکم استفاده ی شخصی کردن از وقت پیامبر ، که متعلق به عموم است ، مسئله ای بیان شد که همواره امکان وقوع دارد و اگر این آیه را منسوخ بدانیم ، در بیان حکم اینگونه موارد دلیلی نمی یابیم وسرگردان می شویم.
پس همواره متوجه باشیم که اصل بر آن است که قرآن تا قیامت حجت است و معالج مشکلات بشر در تمامی ادوار می باشد واختصاص آن به زمانی محدود از عدم درک ما برمی خیزد.


16/12/86::: 8:27 ص
نظر()