سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
تفسیرآیات مهجور
لوگوی وبلاگ
 

نویسندگان وبلاگ -گروهی
----(0)
لینک دلخواه نویسنده

صفحات اختصاصی
 
سلام دوست عزیزم
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :23
بازدید دیروز :67
کل بازدید :82673
تعداد کل یاداشته ها : 43
30/2/91
12:21 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلفان نصیحت کن[12]
قرآن کلامی است که خداوند هم به عنوان منهج هدایت و زندگانی و هم دلیلی بر حقانیت این دین فرستاده است پس با اینکه احکام عملی قرآن باید برای هر زمانی واضح باشد اما معجزات و موهوبات قرآن باید تا قیامت یکی پس از دیگری آشکار گردد. قرآن در هر عصر هدایایی دارد که بر عصر ماقبل پنهان بوده است پس هیچ کس نمی تواند ادعا کند که تفسیری کامل ارائه داده است. بلکه باید سعی کنیم با تفکر وتوجه به گذشتگان و دوری از تقلید کورکورانه ، تفسیری کاملتر از گذشته ارائه دهیم. واضح است که اینجا مجال تفسیر کل قرآن نیست پس از این به بعدسعی میکنیم تنها آیاتی راکه از نظر فهم یا عمل در جامعه ی ما مهجور ومظلوم واقع شده است بیان کنیم.

خبر مایه


وَاللَّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا (34) وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَیْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَکَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَکَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ یُرِیدَا إِصْلَاحًا یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُمَا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا خَبِیرًا (35)
زمانی که به تفاسیر موضعی درمورد(واضربوهن: ایشان را بزنید)و اصول رفتاری زن و شوهر در دین اسلام می نگریم متوجه می شویم که تناقض بزرگی وجود دارد ،زیرا آیات و روایات به صراحت برمعاشرت محبت آمیز بین زوجین اشاره می کند:
وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَیَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا (19)نساء:وبا ایشان(همسرانتان)به نیکی رفتار کنید پس اگر از چیزی ازایشان بدتان آمد چه بسا ممکن است شما از چیزی بدتان بیاید و خداوند در آن خیر بسیاری را قرار داده باشد.
وَمِنْ آَیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ...(21روم)واز جمله آیات خداوند اینست که از شما همسرانی برایتان آفرید تا در کنار آنها آرامش داشته باشید و بین شما محبت و دلسوزی قرار داد
وپیامبر اسلام هم اقوال بسیاری بر این اصول دارد:
-کاملترین مؤمنین از نظر ایمان، خوش اخلاقترینشان است و بهترین شما بهترینتان در رفتار با همسرش می باشد.
-پیامبر خدا در آخرین پیامهایش به مردان مسلمان در حجة الوداع به نیکی کردن در حق زنان سفارش نمود
-عایشه همسر پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل می کند که پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم هرگز به همسران خود یا حتی به خدمتکارش کتک نزد.
-از حقوق زن اینست که غذا ولباس مناسب در اختیارش قرار دهی و به صورتش نزنی و جز در خانه محل خوابت را از اوجدا نکنی.
پس "واضربوهن"را چگونه می توان توجیه کرد؟یا اینکه بیاییم منسوخ بودن آیاتی از قرآن را قبول کنیم و این را هم در لیست قرار دهیم؟؟!
اگر نگاهی جامع با توجه کردن به موضوع آیه ی مورد بحث داشته باشیم متوجه می شویم که این آیه تناقضی با اصل جامع معاشرت زوجین ندارد و علت سوء تفاهم از این قسمت ، جدا کردن آن از موضعش و تصورات ذهنی نادرست از "ضرب" در این آیه می باشد.
پیوند ازدواج از مسرور کننده ترین اتفاقات در طول زندگانی یک شخص است که شاید جشنی سراغ نداشته باشیم که در زندگی همانند جشن ازدواج برای شخص باشد.ویکی از تلخترین و بدترین اتفاقات طلاق است،اتفاقی که باعث از هم پاشیدن کانون یک خانواده می شود وچه بسا فرزندانی را به جامعه تحویل می دهد که از نعمت وجود خانواده ای سالم محروم بوده اند و یا شاهد پدر و مادری بوده اند که نسبت به هم مسئولیت و معاشرتی نداشته اندپس در واقع طلاق انهدام خانواده ی دو نفر نیست بلکه انهدام حوزه ی آرامش چندین انسان است و تبعات آن در فرزندان هم مسلسل قابل مشاهده است واگر توجه کنیم می یابیم که اینگونه فرزندان زمانی که بزرگ شده و تشکیل خانواده می دهند خانواده یشان بیشتر در معرض انهدام قرار می گیرد زیرا ازمشاهده و تجربه ی معاشرت پدر و مادرشان به عنوان الگو محروم بوده اند و اگر بنیان خانواده ها در جامعه ای سست شود نیروی انسانی جامعه سست شده وموجب نابودی قوت و ترقی کل اجتماع می گردد.
پس حال که طلاق ، اینچنین دامنه ی مضراتش عظیم است شکی نیست که قرآن ،این برنامه ی الهی، تا جای ممکن راهکارهایی می دهد تا از وقوع آن جلو گیری کند وباید توجه داشته باشیم که آیه ی مورد بحث در موقعیتی قرار دارد که زن-رکن اساسی خانواده- به غفلت خانواده اش را به سوی انهدام پیش می برد و در اینجا مشکل و عدم سازش تنها از جانب زن است در حالی که خود متوجه نیست.
از آنجا که یک خانواده حرمت بالایی دارد و تاجای ممکن نباید اسرارش بر دیگران فاش شود، خداوند عزوجل سه مرحله ی خصوصی را برای متوجه ساختن زن که نقش محوریت خانواده را ایفا می کند به مرد نشان می دهد:
1-همسرش را با پند واندرز و نصیحت متوجه سازد
2-اگر متوجه سخن نشد از راه عاطفی وارد شود و محل خوابش را از او جداکند.
3-و در آخرین مرحله، اگر باز متوجه نشد او را تهدید کرده وبزند!!!!!!!!!!
اما کدام زدن؟
اگر آن زدن، زدنی باشد که در تصور شخصی می آید که با آداب اسلامی آشنایی ندارد،مطمئنا محکوم است ولی اگر آن چیزی باشد که پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم تبیین نموده و فرموده است:"واضربوهن ضربا غیر مبرح "زدن در اینجا بدون شدت باشد" به عنوان آخرین مرحله ی حفظ یک خانواده ایرادی ندارد.
ومثال آن به معلم دلسوزی می ماند که پس از نصیحت و نپذیرفتن دانش آموز خطا کارش ، بجای بیرون کردنش از کلاس ،اورا تنبیهی سبک -مثلا با خط کش- می نماید وجه بسا دانش آموزانی که با این اندک تنبیه، از خواب غفلت بیدار گشته و به مسیر صحیح می روند وپس از متوجه شدن ،حتی از معلم نیز تشکر می کنند ، در حالی که اگر این معلم به جای آن مرحله ی آخر، بیرونشان می نمود، از مسیر خارج گشته و ضایع می شدند.
یکی از اصول وصفات قرآن مثانی است یعنی هر مطلبی حداقل در دو جای قرآن ذکر می شود تا با توجه به هر دوجا برداشتی صحیح شود. حال باید ببینیم زدن به همسر در مقابل اشتباه، در کجای دیگر قرآن کریم آمده است، مطمئنا یافتن آن ما را به نتیجه ای صحیح خواهد رساند و مفهوم ضرب را آشکارتر خواهد ساخت.
بله! پیامبری در مقابل اشتباه همسرش، تهدید می کند وقسم یاد می کند که همسرش را صد ضربه بزند وخداوند نحوه ی زدن را برایش نشان می دهد:
وَخُذْ بِیَدِکَ ضِغْثًا فَاضْرِبْ بِهِ وَلَا تَحْنَثْ... (44ص)
ودسته ای(چوبهای نازک یا ساقه های گندم )را بدستت بگیر و بوسیله ی آن او را بزن و سوگندت را مشکن...(سوره ص آیه 44).
پس درواقع معنای "واضربوهن" بیشتر جنبه ی تهدیدی دارد و آخرین مرحله برای جلوگیری از پاشیدن یک خانواده و آنهم مقطعی است واین آیه هرگز مجوزی برای رفتار ناپسند با همسر نمی باشد.

پدربزرگ:


سلام بر شیخ اسلام


خیلی برام جالب بود طرز فکر یک پیامبر که قسم میخورد و برای شکسته نشدن قسم اش خدا بر او وحی میفرستد. و جالبتر اینکه نزدن به صورت زن را جزء حقوق زن میداند البته غذا و لباس و هم خوابی با شوهر هم از دیگر مزایائ حقوق زنان است فکر کنم اگر گزینه ئ هم خوابی با آن را بر داریم حقوق اولیه یک حیوان در کشور های اروپایست (کنایه)نمی خواهم دوباره تکرای از حرفهای گذشته باشم اما خود قضاوت کنید شما بالا ترین لذت زن را ختنه میکنید و برتری را برای مرد میدانید. داشتن دو برابر ارث .انتخاب همسر و هزاران ترین دیگر که شامل زن نیست. صحبت زدن زن با شاخه گندم و یا با شلاق القاعده نیست سخنم نفس عمل زدن است و چرا دعوا تقصیر زن باشد اگر مشکل یک خانواده مرد آن باشد چه جوابی دارید برای تحکیم خانواده (باید کتک بخورد! ) تنبیه بدنی شاید و تنها شاید سبب مطیع ساختن آنی شود اما خشنونت و خشم را در خانواده ها گسترش میدهد با فرزندانی ناهنجار


کـــز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست


پاسخ:


پاسخ مدیر وبلاگ ( سه‏شنبه 6/1/1387 - 7:9 ع ) : علیکم السلام.از حضور و توجه شما به مبحثی که خود پیشنهاد نمودید خوشحال شدم .و از اینکه باعث باز شدن مباحث و ادامه ی آن می شوید متشکرم.برادر محترم ،ظاهرا فضائل در نظر شما رذائل نمایی شده است شاید علت قانع نشدنتان ،اختصارنویسی ومشکلی باشد که به خاطر طولانی نشدن مطلب، در نوشته ی من است. اگر پیامبری به خاطر روی آوردن همسرش به اشتباه عظیم شرک، قسم بخورد که اورا تنبیه نماید آنگاه به خاطر محبت و شفقتش نسبت به زنش ورنجیده خاطر نکردنش ،قصد شکستن قسمش کند و خداوند راهی به او نشان دهد که نه قسم شکسته شود ونه ناراحتی متوجه همسرش شود نشانه ی طرز فکر نادرست آن پیامبر نسبت به زن است؟؟!اگر پیامبر خدا سفارشاتی نسبت به معاشرت نیک وعدم تعدی و برخی حقوق مادی همسر کند، شما باید باحیوان مقایسه کنید؟ شکی نیست که انسان در بعد جسمانی شباهتهایی به حیوان دارد و در نیازها، اشتراکاتی بوجود می آید.اگر قصد ما زشت نمایی باشد به راحتی می توانیم هر چیزی را زشت نمایی کنیم:دهان یک شخص در هنگام باز شدن و سخن گفتن می توانیم به گل سرخ که می شکفد تشبیه کنیم یا به شراره های آتش که دود و سیاهی به بار می آورد.-کجا من گفته ام که ختنه کردن زن جایز است؟؟کجا گفته ام مرد از زن برتر است؟؟اینها را به پای اسلام و احکام قرآنی تمام نکنید ،اینها برداشتها و نظریه های مختلف فیه است که اگر بررسی شود چه بسا مردود باشد.اگر حقیقت احکام ارث ،انتخاب همسر و هزاران دیگر نمی دانید مانند یک دانش آموز خوب صبر داشته باشید تا برایتان در فرصتهای آینده بیان کنم.اگر حقوقهای بزرگ مالی زن که مرد باید در تمام زندگی بپردازد را نمی بینید و فقط به ارثی که شاید در تمام عمر یک یا دوبار یا کمی بیشتر رخ ندهد چشم دوخته اید،چشمتان را باز کنید، اگر مردی را که باید تمام عمرش ،در خوشی و نا خوشی ،گرما و سرما عرق بریزد ونان آور خانه باشد و در برابر متجاوزین، در پی دفاع از همسرش حتی خونش بریزد و همه در یک کلام : "وظیفه ات هست ." برایش تمام شود را به خاطر یک نیم اضافه بردن ارث -آنهم نه در تمامی موارد ارث- ،صاحب حق فراوان و ظالم به حقوق زن می دانید ،چشمانتان را بشویید(چشمها را باید شست جور دیگر باید دید.)اگر حقوقی برای زن در نظر دارید که فکر می کنید اسلام نداده است بفرمایید بیان کنید تا بررسی کنیم علت چیست و چطور است؟اگر گمان می کنید که مقصود از تنبیه به خاطر جلوگیری از طلاق،تنبیه سخت یا دائمی و مکرراست سخت در اشتباهید ،بلکه این تنها یک مقطع برای آگاه سازی زن از جدیت مسئله وآخرین مرحله ی درمان قبل از کشانیدن مسئله به بیرون از خانواده و طلاق است،پس بحث گسترش خشنونت و خشم در خانواده ها و فرزندانی ناهنجار در اینجا نمی گنجد و آخرین مبحث:چرا در قرآن این مراحل را برای مرد نیاورده است؟اولا که در همین آیه تهدیدی عظیمتر برای مردبد رفتار نسبت به زنش نموده است که اگر شخص ایمان به خدا داشته باشد موی بر تنش سیخ می شود و بسی از آن سه مرحله دهشناکتر است:خداوند در آخرآیه می فرماید:"فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا"صفات علی و کبیر صفات بسیار عظیمی است که برای خداوند،تنها در این آیه و پنج آیه ی دیگر جمع شده است که موضوع هرپنج جا در مورد گناه عظیم شرک می باشد، شرکی که خداوند درمورد آن می فرماید:"إِنَّهُ ُ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ:محققا کسی که شرک به خدا آوردبهشت بر او حرام وجایگاهش آتش است و ظالمین یاری دهنده ای ندارند" پس در واقع به مردان بد رفتار اینچنین می گویدکه متوجه باشید که اگر مشکل از جانب شما باشد وبر زنانتان که از توان جسمی کمتری برخوردارند، بدی روا دارید با من طرفید که بلند مرتبه و عظیمم و قدرتم نسبت به شما قابل مقایسه نیست ومجازاتم بسیار سخت است.ثانیا:در مورد مرحله ی اول(موعظه) نسبت به زن و مردفرقی ندارد:"وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ71 توبه"اما اگر مراحل دوم و سوم را به زن نسبت به مرد نشان می داد چه می شد؟ آیا دردی دوا می کرد؟آیا قابلیت اجرایی از جانب زن داشت؟آیا می دانی صدور حکمی که قابلیت اجرایی برای مأمور ندارد ،نشانه ی جهالت آمر نسبت به طبیعت مأمور است؟خداوند بری از جهالت است.پس زمانی که زن موردظلم قرار گرفت تنها یک مرحله ی موعظه دارد و اگر درمان نشد راهی جز خارج شدن مسئله از خانواده و حل بیگانه( قاضی) نیست .امیدوارم که این مبحث را بدقت خوانده باشی و با توجه به واقعیتهای زندگی خانوادگی درک کنیم.



5/1/87::: 12:9 ع
نظر()