
...وَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ ...(92نساء)
قرآن در حالی که مباحث برده داری را مطرح می نماید به آینده و غایتی می نگرد، که نظام برده داری برچیده شده و برده ای یافت نشود ، یعنی با افقی وسیع در حالی که واقعیتها را دریافته بود، به درمان این معضل پرداخت و جامعه را به روزی رساند که دیگر اثری از برده در آن باقی نماند. زمانی که دین اسلام ظهور نمود ،ظلم و برده داری به اوج خود رسیده بود ومردم با یورش بر یکدیگر و جنگها و غارتهای ظالمانه همدیگر را به بردگی می گرفتند اما دین اسلام با تدابیر حکیمانه این معضل اجتماعی را درمان نموده و نظام برده داری را تبدیل به روزنه ای برای حیات محکومان به نابودی ومدرسه ای برای آموزش ایشان نمود ونظام برده داری را نظامی عقیم با منشأی محدود گرداند.پس به صورت خلاصه سه کار اساسی در مقابل این پدیده انجام داد که باعث شد چنانکه مشاهده می کنیم برده داری از جوامع اسلامی برچیده شود:
1-محدود ساختن سرمنشأ آن(برده گیری): اسلام در حالی پا به عرصه گذاشت که راههای متعددی برای تبدیل آزاد به برده وجود داشت:
- بردگی گرفتن اسیران جنگی به جای کشتنشان
-ازدواج با کنیزکان و بدنیا آمدن برده ها
-غارت کردن قبائل و به بردگی گرفتن افراد آن
-آوردن و فروختن اهالی مناطق دوردست در بازارهای برده فروشی
-فروختن فرزند توسط والدین به خاطر ضعف اقتصادی و نیاز به مال
-زمانی که شخصی آنچنان بدهکار می گشت که قدرت پرداخت نداشت حکم به بردگیش برای طلبکار می شد
-...
دین اسلام تمامی منابع را مسدود ساخت و تنها یک مورد که در مقابل قتل قرار داشت را تجویز نمود تا راهی باشد برای حیات و تربیت محکومان به نابودی واز این طریق خونریزی در جنگها کاهش یافته وحرکت و پویایی جامعه بیشتر شود.
تعدد مصارف(افزایش راههای آزاد شدن): قبل از اسلام تنها یک راه برای آزاد شدن برده وجود داشت و آنهم اراده ی مالک برده بود اما دین اسلام با تشویق فراوان بر این راه و افزودن راههای دیگر بر آن ،نوید بخش جامعه ای آزاد گشت:
-تشویق بر آزاد سازی به اراده ی مالک و معرفی کردن آن به عنوان نیکی بزرگ که موجب رهایی انسان از سختیهای قیامت می گردد:وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْعَقَبَةُ (12) فَکُّ رَقَبَةٍ (13بلد)
-هرگاه برده ای درخواست قرارداد کتابت برای آزادی خود سازد و خیر و صلاح در او دیده شود، مالک باید با او قرارداد بندد تا آزاد گردد و اگر در پرداخت قسمتی از وجه این قرارداد ناتوان شود به او کمک مالی شود حتی از زکات هم در راه آزاد شدنش مصرف گردد: إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِی الرِّقَابِ...(60توبه)-...الَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ فَکَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْرًا وَآَتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِی آَتَاکُمْ ...(33نور)
- هرگاه کسی به ناحق کشته شود باید برده ای آزاد گردد:وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ یَصَّدَّقُوا فَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ فَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ ...(92نساء)
-هرگاه شخصی همسرش را به مادر یا محارمش تشبیه کند ،حق نزدیکی با همسرش ندارد تا اینکه برده ای آزاد کند:وَالَّذِینَ یُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسَّا ذَلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (3) فَمَنْ لَمْ یَجِدْ ...(مجادله)
-یکی از راههای کفاره قسم آزاد کردن برده می باشد: لَا یُؤَاخِذُکُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمَانِکُمْ وَلَکِنْ یُؤَاخِذُکُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمَانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ...(89مائدة)
-یکی از راههای کفاره وفا نکردن به نذر آزاد کردن برده می باشد(مسلم -کتاب نذر - باب کفارة النذر)
-هرگاه شخصی در روز رمضان با همسرش نزدیکی کند باید برده ای آزاد کند(بخاری -کتاب صوم، باب إذا جامع فی رمضان ولم یکن له شیء)
-در هنگام خورشید گرفتگی مستحب است برده آزاد گردد.(صحیح بخاری-کتاب الجمعة-باب مَنْ أَحَبَّ الْعَتَاقَةَ فِی کُسُوفِ الشَّمْسِ)
پس در واقع دین اسلام با خود بردگی نیاورد ،بلکه با این پدیده رو برو گشت وبا آوردن راههای متعدد عتق ،با رق مقابله کرد.
برخورد نیک با بردگان: قبل از اسلام با بردگان همانند حیوان یا بدتر برخورد می شد اما اسلام سفارشاتی نمود تا این برخورد به حد اکثر نیکی ممکن برسد و از این راه آنها تربیت یافته و راه برای آزاد سازیشان هموارتر گردد:
-رفتار نیک با بردگان:وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ
-تربیت و آزاد سازی و شوهر دادن کنیزکان:پیامبر خدا (ص) می فرماید:کسی که کنیزی داشته و به او نیکی کند و آنگاه او را آزاد سخته و به ازدواج کسی درآورددو برابر اجر دارد(صحیح بخاری-کتاب العتق-بَاب فَضْلِ مَنْ أَدَّبَ جَارِیَتَهُ وَعَلَّمَهَا)
-پیامبر خدا بردگان را به برادر تشبیه کرده و امر نموده ،کسی که برده ای دارد باید هرچه خود می خورد به او بخوراند و آنچه خود می پوشد بر او بپوشاند و به کاری بیشتر از توانش اورا وادار نسازد و اگر کاری بیش از توانش بود خودش همراه برده اش انجام داده و او را کمک نماید(صحیح بخاری -کتاب العتق-بَاب قَوْلِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ الْعَبِیدُ إِخْوَانُکُمْ فَأَطْعِمُوهُمْ)
-تجویز و رفع قباحت از آمیزش مالک با کنیزش: وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَى فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا (3نساء)بدینوسیله کنیز یک شخص، همانند همسرش منزلتی می یابد و چنانچه بچه دار شود ،فرزند آزاد بوده و کنیز نیز پس از وفات صاحبش آزاد است.
پس هرگاه سخن از برده داری می آید باید به اسلام افتخار نمود که با درایت آن را حل نمود وبسی جای تعجب است که با چه رویی عده ای مبحث برده داری را برای ایراد و طعن در اسلام انتخاب می کنند.