سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
تفسیرآیات مهجور
لوگوی وبلاگ
 

نویسندگان وبلاگ -گروهی
----(0)
لینک دلخواه نویسنده

صفحات اختصاصی
 
سلام دوست عزیزم
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :33
بازدید دیروز :67
کل بازدید :82683
تعداد کل یاداشته ها : 43
30/2/91
12:30 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
خلفان نصیحت کن[12]
قرآن کلامی است که خداوند هم به عنوان منهج هدایت و زندگانی و هم دلیلی بر حقانیت این دین فرستاده است پس با اینکه احکام عملی قرآن باید برای هر زمانی واضح باشد اما معجزات و موهوبات قرآن باید تا قیامت یکی پس از دیگری آشکار گردد. قرآن در هر عصر هدایایی دارد که بر عصر ماقبل پنهان بوده است پس هیچ کس نمی تواند ادعا کند که تفسیری کامل ارائه داده است. بلکه باید سعی کنیم با تفکر وتوجه به گذشتگان و دوری از تقلید کورکورانه ، تفسیری کاملتر از گذشته ارائه دهیم. واضح است که اینجا مجال تفسیر کل قرآن نیست پس از این به بعدسعی میکنیم تنها آیاتی راکه از نظر فهم یا عمل در جامعه ی ما مهجور ومظلوم واقع شده است بیان کنیم.

خبر مایه

وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا...
واینچنین شما را امتی میانه رو گرداندم....
وعن المغیرة بن شعبة أنه خطب امرأة فقال له رسول الله صلى الله علیه وسلم: (( أنظرت إلیها؟ ))، قال: لا، قال: (( انظر إلیها فإنه أحرى أن یؤدم بینکما ))، رواه النسائی وابن ماجة والترمذی.
مغیرة ابن شعبه زنی را خواستگاری نمود .هنگامی که پیامبر مطلع گشت به او فرمود:"آیا او را دیده ای؟"گفت: نه، پیامبر خدا(ص) فرمود :"او را ببین که این کار باعث می شود توافق بین شما در زندگی بیشتر شود."
یکی از موارد ضروری که باعث تشکیل و تحکیم خانواده می شود ، شناخت زوجین نسبت به همدیگر قبل از عقد ازدواج است و در این راستا باید فرهنگ جامعه به گونه ای باشد که راه سالم برای این شناخت فراهم شود و اگر این راه سالم فراهم نشود مطمئنا راههای ناسالم جای این راه را پر می نمایند ، ومسدود نمودن هر دو راه (صحیح و ناصحیح) ناممکن است و اگر تحقق یابد ، از جمله معضلاتی در راه ازدواج می شود ، زیرا هیچ فرد عاقلی حاضر نمی شود برای یک عمرخود ، شریک زندگی ناشناخته انتخاب نماید.
مطمئنا عقد ازدواج ، بدون شناخت نسبت به یکدیگر با روح دین نیز سازگاری ندارد، چطور ممکن است برای صحت عقد خرید و فروش، شرط رؤیت و شناخت مطرح شود اما در عقد ازدواج جهالت و عدم شناخت اشکالی نداشته باشد !؟ آیا اهمیت عقد ازدواج با عقد بیع قابل مقایسه است؟
واقعا حماقت بعضی خانواده هاجای تعجب دارد زمانی که می شنویم شخصی قصد ازدواج نموده و از خانواده عروس در خواست می نماید که قبل از عقد کمترین شناخت ظاهری ، یعنی دیداری داشته باشند اما آنها از این امر جلوگیری می نمایند و می گویند بعد از عقد همدیگر راببینید؟! آیا حکایت آن دو زوجی که عقد نمودند و همدیگر را ندیده بودند و در اولین دیدار بعد از عقد همدیگر را نپسندیده و سرانجامشان به طلاق انجامید نشنیده اند؟ آیا جدا شدنشان قبل از عقد بهتر بود یا طلاق؟
اما باید در این مورد دقت نمود که به سمت افراط نیز پیش نرود و ارتباط قبل از عقد ازدواج ،ارتباطی افسار گسیخته و همراه خلوت نمودن و بدور از کنترل خانواده نشود زیرا خطر و معضلات اینطرف قضیه بسیار بیشتر از آنطرف است و زمینه ی گناهی بسیار عظیم و وحشتناک است.
نظرات:......................
فریدون


 تفاهم طرفین .


 زمانهای نه چندان دور در جامعه پدر سالار ما ، وقتی پسر از سن شانزده سالگی و دختر از سن سیزده سالگی و شاید کمتر می گذشت ، پدر خانواده پسر ، برای او دختری در نظر می گرفت و بدون در نظر گرفتن نظر پسر و حتی مادر برای پسرش از پدر دختری که فکر می کرد به عنوان عروس برای خانواده مناسب است ( مهم خانواده بود نه آنهایی که باید یک عمر درکنار هم زندگی بکنند ) خواستگاری می کرد و پدر دختر هم بدون در نظر گرفتن نظر دختر خود ، موافقت و یا مخالفت خود را اعلام می کرد . با بالا رفتن سطح سواد و مراودات بیشتر با شهرها و کشورهای دیگر و دیدن روابط بهتر آرام آرام این شیوه نادرست رو به بهبودی گذاشت ، ابتدا مادران نقش بیشتری به عهده گرفتند سپس پسران و امروزه هم تا اندازه ای دختران ، اکنون در بیشتر موارد دیدن و تفاهم بین دختر و پسر شرط اصلی به حساب می آید . ( هرچند هنوز تا رسیدن به شکل مطلوب ازدواج راه درازی درپیش رو می باشد ) . تفاهم طرفین چیست و چگونه ایجاد میشود ؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا به پرسش دیگری که خیلیها مطرح می کنند می پردازم ، پرسیده می شود مگر پدران و مادران شما که با شیوه گذشته ازدواج کرده بودند و بیشترشان حتی تا شب زفاف همدیگر را ندیده بودند چه مشکلی برایشان بوجود آمده بود ؟ فرزندان نیکو تربیت کرده و بیشترشان تا پای مرگ باهم زندگی کرده و می کنند . این درست است ، ولی واقعیت این است که درک و شعور انسان با بالا رفتن علم و دانش پیشرفت می کند . مادران ما پذیرفته بودند و به بیانی دیگر راه دیگری نداشتند ، با طرفندهای مختلف از باورهای دینی گرفته تا سنتهای واپسگرایانه ، از نگاه نامهربانه خانواده گرفته تا نگاه ترحم آمیز جامعه ، از وابستگی اقتصادی گرفته تا بیکاری زنها و از مهر مادری گرفته تا کینه نامادری ، همه و همه دست به دست هم داده بودند تا به قول ضرب المثل بسوز و بساز ، خیلی از زنها زندگی مشقت بار حتی اگر شده به خاطر فرزندانشان که به قول خودشان سایه پدر روی سرشان باشد را بر جدایی ترجیح دهند . بحث من این نیست که تمام زنها زندگی مصیبت بار داشته اند ، بلکه عدم حمایت قانون از زنها در جامعه بشدت مردسالار ، امنیت زندگی از بیشتر زنها حتی آنهایی که به نظر می رسید دارای زندگی خوشبختانه ای هستند گرفته و ترسی سهمگین بر روح و زندگیشان سایه انداخته بود . تفاهم واقعی بین طرفین یک روزه بدست نمی آید ، هنوز دختران شهر ما به حداقلها بسنده می کنند ، اما از آنجاییکه این حد اقلها گامی به جلو است باید از آن استقبال کرد و تلاشی بهینه برای نزدیکتر ساختن آنها به ایده آلهای واقعی . اگر بعضیها به زوجهایی که بر مبنای همین حد اقلها ازدواج کرده و بعدا برای ادامه زندگی خود دچار عدم تفاهم شده اند خرده می گیرند بی انصافی می کنند . واقعیت این است که محیط بسته شهرما و وجود حد اقل ارتباط کلامی بین بیشتر دخترها و پسرها در دوران نوجوانی و جوانی باعث می شود تا در زمان کوتاهی که بعنوان خواستگار پسر و دختر باهم صحبت می کنند ، از یکطرف شرم حضور و از طرف دیگر غلبه احساسات بر فکر مانع از آن بشود که آنها مسائل اصلی و نیاز خود را کامل بیان کنند ، به همین خاطر خلقیات ، آداب معاشرت ، ویژگیهای فردی و خصوصیات اخلاقی و ... که برای شناخت آنها نیاز به زمان و صحبت بیشتر است ، تازه پس از شروع زندگی مشترک است که سازگاری و یا ناسازگاری آن ( عمدتا از جانب پسران ) مشخص می شود . از آنجایی که دختران به بخشی از حقوق خود آگاه شده اند و خانواده ها هم واقعبینتر از گذشته ، دختران خود را در مشکلات زندگی تنها نمی گذارند ، پس از مدتی اختلافات نمایان می شود ، و چه بسا این ناسازگاری آنقدر جدی باشد که راهنمایی وکمک خانواده نتواند چاره ساز شود ، که متاسفانه در بعضی موارد به جدایی می کشد ، اینها تجربه شروع آگاهانه زندگی مشترک است که علی رغم درداور بودن آنهاییکه به جدایی می انجامد ، باید به عنوان هزینه هاییکه برای هر تحولی در جامعه مردم باید بپردازند به حساب آورد .


با همه اینها همفکری و کمک دوستان و خانواده امکان پایین آمدن این آسیبها را بیشتر خواهد کرد . اگر خانواده ها توجه لازم نداشته باشند ، می تواند دخالت آنها دردسر ساز شود . بر عهده خانواده ها و فعالین اجتماعی است که شرایطی ایجاد کنند تا زوجهای جوان بخصوص دختران قبل از آمدن خواستگار آموزش لازم را دیده باشند و آنها بدانند که باید بیشتر روی چه مسائلی با خواستگارانشان صحبت بکنند ، هم چنین بر خانواده ها بخصوص خانواده دختر است که قبل از عقد ازدواج و در مراحل خواستگاری فرصت کافی در اختیار دختر و پسر برای شناخت بیشتر از همدیگر قرار بدهند . در جامعه بسته ، در جامعه ای که حتی رابطه های دوستی و خویشاوندی دختران به شدت کنترل می شود ، آرزوهای زندگی ، زمینی رشد نمی کند ، کمترین زیان اینگونه زندگیها نگاهی غیر واقعی و رویایی به زندگی بخصوص توسط دختران خواهد بود . چه زود جای آرزوها ، واقعیتی با تصویر دور از ذهن خواهد گرفت ، سوء برداشتها و عدم تحمل حرفهای زوج جوان ، زمینه ساز دخالت عمدتا نابخردانه خانواده و اطرافیان خواهد شد . در فرصتی دیگر در این مورد بیشتر خواهم نوشت . پس تا فرصتی دیگر ....


21/10/87::: 5:22 ع
نظر()